 [ وبلاگ عباس عبدی ] گفتگوی حاضر حدودا بیشتر از دو هفته پیش با روزنامه اعتماد انجام شد اما عملا امروز(6-3-88) منتشر شده است.
تذکر: متاسفانه به علت سفر کامنتهای چند روز اخیر را نتوانسته ام منتشر کنم اما می کوشم تا شنبه همه موارد را منتشر کنم.
از دید شما واقعا هویت اصلاح طلبی فراموش شده است؟ باید دمکراسی خواهی را کنار بگذاریم؟
نه؛ فراموش نشده و نباید هم کنار گذاشته بشود حتی باید بیش از گذشته باید به ان توجه کرد، اما در حال حاضر زمینه های لازم برای ورود به انتخابات از این زاویه وجود ندارد. شما وقتی می خواهید بر اساس دمکراسی خواهی وارد قدرت بشوید باید بتوانید قدرت را پس بزنید و بر حسب یک موازنه قوار وارد شوید. چنین توازن قوایی وجود ندارد. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] این روزها با بالا گرفتن نسبی تب انتخابات بازار نظرسنجیها هم داغ شده است. اغلب با استناد به نظرسنجیها در مورد وضعیت آرای نامزدها بحث و گفتوگو میشود. بر مبنای این نظرسنجیها، داوریهای سیاسی صورت میگیرد؛ استراتژیهای تبلیغاتی اتخاذ میشود؛ و برای ایجاد امید در میان هواداران یا ترویج ناامیدی در میان اردوگاههای رقیب از آنها استفاده و گاه سوء استفاده میشود. اما آنچه معمولاً در این میان مورد توجه قرار نمیگیرد اعتبار فنی نظرسنجیهای موجود و نیز تحلیل چهارچوب اجتماعی-روانی کلیتری است که این نظرسنجیها در آن انجام میگیرد. در حالی که صرفنظر از اعتبار فنی، اعتبار استنتاجهایی که از این نظرسنجیها صورت میگیرد وابسته به تحلیل همین چهارچوبهای روانی-اجتماعیِ کلیتر است. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] مرحوم دكتر شريعتي در يكي از مباحث خود به موضوع نهضت و نهاد پرداخت و درصدد بود كه نشان دهد چرا و چگونه يك نهضت پس از چندي تبديل به نهاد ميشود و از شور و هيجان خود تهي و به نهادي بيروح و بيمحتوا تبديل ميشود. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] از همان روزي كه آقاي خاتمي انصراف دادند و حتي پيش از آن عدهاي از روي صداقت يا بر مبناي يك جنگ رواني، كوشيدند كه اجماع ميان دو نامزد موجود يعني آقايان كروبي و ابتدا آقای خاتمی و بعدا مهندس موسوي را در دستور كار قرار دهند. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] پس از ملاقات انجام شده ميان آقاي كرباسچي و مسوولان نهضت آزادي ايران و نيز برخي ملاقاتهاي مشابه با نيروهاي ملي-مذهبي و ساير گرايشهاي سياسي موجود در جامعه، رسانههاي جناح حاكم سعي كردند اين واقعه را كه با هدف جلبنظر گروههاي موصوف براي مشاركت در انتخابات و راي دادن به نامزد مورد نظر است، به همسويي و همراهي تفسير كرده و از اين راه نتايج مخدوش خود را بر آن بار كنند، از اين رو مناسب است كه واقعيت ماجرا به طور شفاف براي افكار عمومي مطرح شود و منطق سياسي موجود در اين اقدام به خوبي تشريح شود. هر حكومتي كه نيازمند راي و حمايت مردم است و خود را جمهوري مينامد، تمامي مساعي خود را به كار ميبرد كه تمامي آحاد و شهروندان را به شركت در انتخابات ترغيب كند و تمامي تسهيلات لازم را براي اين حضور فراهم نمايد. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عبدي ] هنجارهاي اجتماعي را برحسب تفاوت ميان آنها طبقهبندي ميكنند، قانون، اخلاق، سنت و عرف از جمله اين هنجارها هستند. اما تفاوت مهم قانون با ساير هنجارها در چيست؟ مهمترين تفاوت آن در الزامآور بودنش است، به همين دليل برخلاف هنجارهاي اخلاقي و سنتي كه عدم رعايت آن با مجازات معيني همراه نيست و به يك معنا رعايت آنها الزامآور نيست، در قانون چنين نيست و ما با قاعدهاي الزامآور مواجهيم. 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] در زبان فارسي از ضربالمثل و لطيفه براي بيان مقصود استفادههاي فراواني ميشود، ادبيات ما سرشار از اين لطايف است كه بسيار آموزنده مينمايد. داستانهاي ملانصرالدين يكي از این منابع است. داستانهايي كه واقعيت را به صورت كاريكاتور نشان ميدهد، و تناسب ميان اجزا را تغيير ميدهد تا هدف خود را منتقل كند. مثل تصويري از آدميزاد كه داراي سري كوچك و دماغي بسيار بزرگ است. اما اين كاريكاتورها در واقعيت وجود ندارند، فقط براي انتقال مفاهیم مورد نظر چنين نمايش داده ميشوند. لطيفهها هم تا حدي همين وضع را دارند، و فرض است كه در واقعيت وجود ندارند، بلكه ساخته ذهن بشر است و به صورت كاملاً انتزاعي بيان شدهاند، تا توان درسآموزي داشته باشند. اما مشكل ما وقتي است كه در واقعيت جاري جامعه خود مشاهده ميكنيم كه بخش قابل توجهي از اين لطيفههاي انتزاعي در جامعه ما عینیت دارد با اين تفاوت كه خندهاي را بر لبان نمينشاند، و بسيار هم جدي و حتي از موضع و نگاه فقيه اندر سفيه بيان ميشود. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] يكصد سال از كشف و توليد نفت در ايران ميگذرد، گر چه نمي توان مشكلات جامعه خود را تماماً متاثر از يك عامل از جمله نفت معرفي كرد، و طبعاً عوامل متعدد تاريخي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و حتي ژئوپوليتيك در شكل گيري وضع كنوني ما موثر بوده اند، با وجود اين، اغراق نيست اگر گفته شود كه نفت و درآمد هاي حاصل از آن يكي از مهمترين عوامل تاثير گذار بر تحولات ايران بوده است، و چه دليلي بهتر از اينكه تحولات و مقاطع مهم سياسي در ايران مستقيم يا غير مستقيم عموماً يا به دليل توجه به نفت بوده يا به دليل تغييرات درآمدهاي نفتي رخ داده است. و دليل قاطع تر هم اين كه عموم صاحبنظران يكي از مشخصات اصلي جامعه ايران در سده اخير را وجود دولت رانتير دانسته اند كه منبع اين رانت نيز نفت است؛ و هرچه در آثار منفي نقش نفت در اخلال ميان رابطه مردم و حكومت يا اختلال در شكل گيري نظام بازار و دولت كارآمد و فرهنگ مصرفي مردم بنويسيم، چيزي جز تكرار مكررات نيست و تكرار اين آثار زيانبار در غياب ارائه راه حل، چيزي جز بذر نااميدي و ياس در ذهن سياست نمي كارد و محصولي جز انفعال و خشونت از اين زمين را نمي روياند.
آنچه كه امروز به آن نيازمنديم ارائه راه حلهايي براي كاهش و حذف آثار زيانبار درآمدهاي نفتي است. متاسفانه همواره اين راه حل ها در چند جمله كليشه اي و بواقع غير عملي خلاصه شده است." نفت سرمايه است، سرمايه بين نسلي ست، در امور سرمايه گذاري بايد مصرف شود، دولت بايد آن را به نحو مطلوب استفاده كند و .".. و همه اينها دورغ تلقي شده است، چون تجربه پنج دهه گذشته خلاف آنرا ثابت مي كند. از اين بايد كوشيد طرحي عملي براي حل مشكل نفت ارائه كرد. ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] شما از زمان تسخير سفارت آمريكا بهعنوان يكي از دانشجويان خط امام ودر پی رابطهاي كه با آقاي خوئينيها پيدا كرديد جزو اعضاي جريان خط امام و يا همان جناح چپ بوديد.با توجه به شناختی که از مناسبات میان چهره های ارشد این جریان دارید هيچ موقع تصور ميكرديد كه رئيس مجلس سوم با نخستوزير دوران جنگ براي كسب قدرت به رقابت بپردازند و شرايطي پيش بيايد كه آقاي كروبي و آقاي موسوي رقیب هم باشد؟
-- نه؛آن زمان كسي چنين فكري نميكرد و اصلا اين ذهنیت هم مطرح نبود كه تا 30 سال بعد را بتوان پيشبيني كرد. الان هم كسي هيچ تصوير روشني از فضاي سياسي 30 سال آينده ندارد و در نهايت تا چند سال بعد قابل پيشبيني است البته اگر بتوان چنین کاری را کرد.
در مورد آقاي كروبي و موسوي هم اشكالي ندارد كه هر كدام ايدههايشان را در سطح جامعه مطرح كنند، البته زماني كه بحث يك شخص ثالث مطرح شود شرايط ميتواند تفاوت كند و موضوع ضرورت اتحاد اين دو و چگونگي اين وحدت مطرح ميشود. آن موقع بايد محاسبه كرد كه آيا اين اتحاد مفيد است يا مضر.
* همواره يك نزديكي سياسي و نه لزوما فكري ميان آقاي موسوي و كروبي احساس ميشد. رقابت اين دو نامتعارف نيست؟
--نه اصلا، با يك مثال توضيح ميدهم. فرض كنيد شما يك مغازه نانوايي باز ميكنيد و برادرتان يك مغازه لوازم خانگي. هر كدامتان به يك نياز پاسخ ميدهيد. در اينجا رقابتي رخ نميدهد.
* الان شما حضور همزمان اين دو را بدين صورت تحليل ميكنيد.
--نه به اين شدت ولي این دو نفر داراي يك مغازه مشابه براي پاسخ به يك نياز مشابه هم نیستند چيزي ميان دو حالت است.
* تفاوت كاركرد حضور اين دو چيست؟ ادامه مطلب ... 

 [ وبلاگ عباس عبدی ] داستان تکراری تصویب و رد سن قانونی برای رأی دادن هم از سریال های تکراری درسی سال اخیر شده است. این که انگیزه ها و اهداف پیشنهاد دهندگان و تصویب و رد کنندگان چیست٬ مساله دیگری است که فعلا به آن نمی پردازیم. اما درک مساله فلسفه انتخاب میان 15 یا 18 سالگی از دو نظر ایدئولوژیک و جامعه شناختی اهمیت دارد که به هر یک از آنها پرداخته می شود.
تاکید بر تعیین 15 سالگی به عنوان حداقل سن برای رأی دادن از حیث ایدئولوژی جناح حاکم کاملا قابل فهم است. اگر آنان بپذیرند که سن شروع مسئولیت کیفری 15 سال است٬ به طریق اولی باید بپذیرند که حداقل سن برای رأی دادن هم 15 سال است٬ چگونه می توان کودکی را به صفت قتل دیگری مسئول و مختار و آگاه تلقی کرد و در نتیجه وی را مجازات و اعدام کرده ٬ اما حق رأی دادن که هرگونه انتخابی در آن در ایران به جایی بر نمی خورد را از او سلب کرد؟
بنابراین طرح چنین سنی برای تحقق حق رأی دادن٬ قاعدتا مبتنی بر این تگاه ایدئولوژیک است و در غیر اینصورت نوعی تعارض در میان قوانین ایران مشاهده خواهد شد، زیرا همانطور که گفته شد بسیار غیر منطقی است که افراد 15 ساله مسئولیت کامل کیفری را مثل یک فرد 40 ساله داشته باشند٬ اما از حق رأی محروم باشند.بنابراین تغییر این قانون به رفع این تعارض کمک می کند٬ ولی مشکل اینجاست که دفاع ایدئولوژیک از 15 سال به عنوان سن تکلیف و ر أی دادن ٬ تعارضات دیگر را بر ملا و تشدید می کند. ادامه مطلب ... 

|